X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

آرزوهایی که مرد...

جمعه 8 تیر‌ماه سال 1397 ساعت 11:19 ق.ظ


هر بچه ای آرزو داره یه روزی پولدار شه؛ معروف شه؛ مورد تشویق قرار بگیره؛

و خب این روزها، میون تب و تاب جام جهانی، شاید اکثر بچه ها دوست داشته باشن یه روزی توی تیم ملی کشورشون #فوتبال بازی کنن و دخترای مملکتشون براشون کف بزنن و جیغ بکشن!

بالطبع منم از این قاعده مستثنی نبودم!

بعد از جام جهانی ١٩٩٨ بود که رفتم کلاس فوتبال!

اتفاقاً استعدادم هم خیلی خوب بود؛

البته به عنوان توپ؛ نه فوتبالیست!

به هرحال فیزیک و آناتومی بدن هم خیلی موثره تو آینده ی آدم.

بعد از اون، وسط دعواهای بچه گونه ی دوره ی ابتدایی بود که تصمیم گرفتم برم کلاس کیک بوکسینگ.

خیلی خوب بود؛ چون هم با خلقیاتم سازگار بود و هم هیکلم!

ولی خب از بد روزگار، درست تو همون زمان، #تلویزیون توی سانس باشگاه من، شروع به پخش سریال "مسافری از هند" کرد و منم به خودم گفتم بعد از تموم شدن این سریال، حتماً میرم دنبال آرزوهام!

رفتم؟!

خب راستش اون سریال خیلی طولانی شد و یادم رفت!

از آرزوها و تلاش های نافرجام من که بگذریم؛

وقتی پیرمردی رو توی #بازار دیدم که زیر آفتاب سوزان نشسته وسط باقالی هاش، یاد آرزوهای دور و دراز خودم افتادم و در مورد آرزوهای اون مرد خیالبافی کردم!

فکر کردم اگه هر روز، تمامِ محتویات دو کیسه اش رو بفروشه، آرزوهای بچگیش محقق میشه؟

حالا آرزوهاش هیچی؛

اصلا با فروش دو کیسه باقالی، میتونه از پس مخارج روزمره ش برمیاد؟

شما چی؟

شما هم واسه بزرگسالی تون رویا داشتین؟!

چقدر تونستین بهش نزدیک بشین؟!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

فوتبال یعنی زندگی

شنبه 26 خرداد‌ماه سال 1397 ساعت 01:53 ب.ظ

این شبکه ی اجتماعىِ ٨٠ میلیونىِ مملو از شکلک های افسرده، عصبی و نگران؛ چقدر به این به روزرسانی و اضافه شدن گیف های ذوق و شوق و جیغ و رقص و هلهله نیاز داشت...
انگار بعد از سالها هنگ و کندیه سیستم، بالاخره آپدیت شدیم..!
مدتها به شیوه ی غمگینانه ی خودمان تحلیل میرفتیم و حتى دریغ از برق نگاهی که برای لحظه ای نور به کلبه ی تاریک و تار عنکبوت بسته ى این هشتاد میلیون بتابه؛ ولی بالاخره دیشب برای چند ساعت برق وصل شد!!!
نه به وسیله ی دستان توانمند #نظام حاکم، که توسط تیم ملی فوتبال ایران...
بدون لباس، بدون بازی تدارکاتی و با حداقل امکانات!
دیشب دیدیم که
هنوز میتونیم #امیدوار باشیم
هنوز میتونیم #برنده باشیم
هنوز میتونیم #شاد باشیم...
و بیل شنکلى چه درست گفت که:
"بعضی از مردم فکر می‌کنند فوتبال مسئله مرگ و زندگی است. من از چنین طرز فکری ناامید می شوم. میتوانم به شما اطمینان بدهم که  فوتبال مسئله ی خیلی خیلی مهم تری است".

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

کارم از گریه گذشته ست به آن میخندم..!

جمعه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1397 ساعت 10:40 ق.ظ

آقا ما از همون روز اول تبعید، وقتی وسط گریه و ننه من غریبم بازی هامون برعکسمون کردن و زدن درِ کونمون، یه ترسی وجودمون رو گرفت که یزیدتو، اینجا دیگه کجاست؟ این چه استقبالیه؟! شوکه بودیم و داشتیم گریه میکردیم، که مامانمون با حال نزارش اومد گفت "نگران نباش پسرم".
مام فکر کردیم راست میگه، آروم شدیم با همون شمایلِ هنوز شکل نگرفته، نفهمیدیم گریه کردیم یا خندیدیم!
والا هنوز عقایدمون شکل نگرفته بود، نمیدونستیم دین چیه؟ ایمان چیه؟ گفتن باید در راه "اسلام" سر بدی!
مام فکر کردیم میخوان سرمونو بزنن زدیم زیر گریه، یهو یکی لنگامونو وا کرد سرشو زد، یه مشت شکلاتم چپوندن تو دهنمون، دیدیم به به زندگی چه شیرینه، باز خندیدیم!
ما خونه داشتیم، زندگی داشتیم، خونواده داشتیم، .. داشتیم، یهو دیدیم همه چی سرابه..
سراب دیدیم آقا، سراب دیدیم و داشتیم زار زار گریه میکردیم که یهو یکی اومد گفت "نگران نباش این نیز بگذرد"! مام میدونستیم خبری نیستا ولی شل کردیم خندیدیم که بگذرد این نیز...
یه روز ساعت هفت هشت صبح بود، پاشدیم دیدیم ٦٣ درصدش رفته توش داریم جر میخوریم، گریه کردیم، اومدیم بیرون اعتراض کنیم، وسط گریه هامون، اشک آورشون نمیدونم چی بود لاکردار، گفتن حق گریه کردن رو ما صادر میکنیم، مام گفتیم خب!
هشت سال تو پستو گریه کردیم، جلوی روشون خندیدیم.
تا یکی دیگه لباسشو عوض کرد اومد گفت: "نگران نباشین همه چی خوب میشه و به عقب باز نمیگردیم!"
مام خب دیگه تجربه داشتیم، میفهمیدیم دیر شده واسه این حرفا و خیلی وقته از عقب باز گشته ایم،
با اینحال به سایز کلید توی دستش نگاه کردیم دیدیم خیلی کلفت نیست... پاره پوره، ولی باز خندیدیم!
شمام نگران ما نباش آقا، ما تو این سی سال دودولمون رو هم به نام دین بریدن و چیزی نگفتیم، برجام و دلار هشت هزار تومنی و قیمت های سر به فلک کشیده و بیکاری که دیگه در مقابل سالار چیزی نیست!
ما یه کم گریه میکنیم، فقط بعد تو بیا بهمون بگو "نگران نباشیم" مام نگران نمیشیم میریم یه گوشه کز میکنیم واسه خودمون میخندیم.....!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

به خاطر عشق ازدواج نکنیم!

شنبه 28 بهمن‌ماه سال 1396 ساعت 11:40 ب.ظ





شاید همه مون شنیده باشیم که ازدواج مثل هندوانه ی دربسته س..
یه وقتایی اونقدر تشنه میشیم که بدجوری هوسش میزنه به سرمون، اونوقت حاضریم واسه پیدا کردن یه دونه شیرین و آبدارش، همه ی شهرو زیر پا بذاریم؛
ولی با وجود همه ی پرس و جوها و تحقیقات، معلوم نیست که وقتی تیزی رو فرو کردیم توی دل اون خوشرنگ و لعابِ دلبرکش، آیا اون هندونه ی مد نظرمون از توش در میاد یا نه؟
شیرینه یا ترشیده؟
قرمزه یا سفید؟
تخمیه یا... (آهان نه اون واسه خیار بود!)
به نظر من ازدواج مهمترین رویداد، بهترین اتفاق و نقطه عطف زندگی خیلی ها میتونه باشه؛
نقطه شروع مسولیت پذیری، تعهد و تعقل عمیقتر!
ولی مهم ترین نکته اینه که هیچکس قرار نیست با ازدواج خوشبخت بشه و این انتظاری کاملا نابجاست!
ازدواج به اشتراک گذاشتن صادقانه ی غم ها و شادی هاست و هر دختر و پسری به تنهایی اونقدر مشکلات دارن که فرصت خوشبخت کردن من و شما رو نداشته باشن.
ما همدیگه رو خوشبخت نمیکنیم، فقط قراره سنگ صبور و همراه تک تک لحظات سخت هم بشیم..
حالا اینکه آیا ما واقعا میتونیم یار کسی باشیم یا نه هم، مثل همون پیدا کردن هندونه ی شیرین دربسته جواب قطعی نداره، ولی خوندن کتاب ها و مراجعه به روانشناس های حاذق و زدن تست های تعیین شخصیت فردی، شاید حکم همون ضربات قبل از شکافتن هندونه رو داشته باشن و کمک کنن که "شاید" درست تر انتخاب کنیم.....

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

پشت سیاهی های دنیامان، سیاهی بود...

شنبه 7 بهمن‌ماه سال 1396 ساعت 02:58 ب.ظ


آدمیزاد به امید زنده س..
ناامید شیطونه...
امیدت به خدا باشه! و و و و..
اینقدر توی گوشمون خوندن این روایات رو که ملکه ی ذهنمون شده!
و حالا که از هر زاویه و منظری به زندگی نگاه میکنیم و کورسوی امیدی دیده نمیشه، پاک بریدیم..!
نه از گذشته خیری دیدیم، و نه در حال زندگی دلچسبی داریم.
بوی کبابی هم که هر از گاهی از آینده به مشام میرسه پُر واضحه، از خریه که داغ میکنن!
توی این وضعیت بغرنجِ دست و پنجه نرم کردن با گرونی و بیکاری و بی سوادی و بی برنامگی و بی فرهنگی و سطح پایین زندگی در جهان سوم؛ (که البته این نقطه ی دنیا انگار کلا هیچ ربطی به جهان نداره، چه برسه به مقام سوم بودن) بعضی ها هنوز نفسشون از جای گرم بلند میشه که خدا رو شکر کنیم وضع بدتر از این نیست و درسته که گنجشک روی سرمون ریده، ولی سپاس خدای را عزوجل(!) که گاو پرواز نمیکنه!!
اما این جای گرمی که نفسشون داره ازش بلند میشه گرمای تاپاله ی همون گاویه که ریده به سرمون و این عزیزان هنوز خبر ندارن، چون یا تا به حال از نزدیک گاو ندیدن یا نگاهی به پس سرشون توی آینه ننداختن!

وگرنه گرما کجا بود.. امید کجا بود.. دل خوش سیری چند..؟!


#ما_به_دنیا_اومدیم_ولی_دنیا_به_ما_نیومد

#ما_نسل_سوخته_ی_پدر_سوخته
#شما_انقلاب_کردید_یا_انقلاب_ما_و_شما_را؟!
#اگر_جبرییل_بر_من_نازل_شده_بود_و_میگفت_بخوان_به_نام_پروردگارت_که_تو_را_آفرید_یحتمل_عصامو_میکردم_تو........
#بیخود_کرد_خب!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
   1       2       3       4       5       ...       35    >>