بعضی وقتا فکر میکنم نباید اینجوری میشد!
داشتم میگفتم آخه اگه من سر یه نفر رو کلاه گذاشته بودم، اگه با یکی بد تا کرده بودم، اگه حق یکی رو ناحق کرده بودم؛
میگفتم بِکِش، حقته، چشمت کور و دندتم نرم!
ولی اینکه فقط میسوزی از افکار و گفتار و رفتار اطرافیانت و کاری هم ازت ساخته نیست واسه تغییرشون و باید همچنان بسوزی و بسازی دقیقا همون قسمت تلخ ماجراست..!
نمیدونم شایدم به قول بعضیا معادل فارسی صفتِ خوب بودن، همون خریته، که همه این موضوع رو فهمیدن جز "منِ خر"!
آدم باید چهار تا دروغ چاشنی کلامش کنه، سر چهار نفرم کلاه بذاره که حداقل دلش نسوزه، که خب متاسفانه عرضه ی اینجور کارا رو هم ندارم من...
خلاصه اینکه تا جایی که میتونید خوبی نکنید... من کردم، حال نداد..!
باید خوبی بکنیم وبگذریم منتظر حالش نباشیم
باشه
85
افرین دیگه!
چرا اینقدر سیاه و سفید. یکم خاکستری باش. یه ذره وسط تر
0 و صدم من!
اینکه بخوای افکار و گفتار اطرافیان رو تغییر بدی که اسمش خوبی نیست!!! اسمش خود خواهیه
بذار اول تو یه جلسه برات خوبی کردن رو شرح بدم :D بعد بشین مثل پیرمردا غر بزن و نفرین کن
زیادی خوب بودن خوب نیست ...زیادی که خوب باشی به زیادی خوب بودنت عادت میکنند
آنوقت کافیست کمی بد شوی...همه گمان میکنند زیادی بدی ...
یه بار دیگه بخون پست رو به نظرم!

باز خوبه میتونی تو یه جلسه سر و ته داستان رو هم بیاری
اره... حرفت کاملا درسته... هعی ی ی.. اجازه هست غر بزنم نفرین کنم حالا استاد؟!
آی گفتی
دقیقا این هفته گذشته ذهن منم مدام در حال کنکاش این مساله بود
چند تا ادم بعنوان الگو هم تو این زمینه داشتم که انالیزشون میکردم
نتیجه تاسف بار بود
از خودم مایوس شدم
حرفی نیست...
آدمی که ذاتش خوبه میتونه در این حد تغییر کنه که کلا قید خوبی رو بزنه؟ فکر نکنم! شاید بهتر باشه حواسمون باشه محبت کردن وظیفمون نشه، یا اینکه نثار آدم درست کنیم.
نه نمیتونه خاک بر سر!
لطف مکرر میشه وظیفه ی مقرر..
وقتی یه عزیزی میمیره میگیم خدایا چرا این آدم عزیز! وقتی مریضی لاعلاج میگیریم میگیم خدایا چرا من! برای همه پیش میاد دیگه که بگن نباید اینجوری میشد. حالادلیلش یا تقدیر بوده یا حماقت!
تقدیر بوده برای من به اضافه ی اندکی حماقت...!
آخه چه وضعیه
همه میگن ما خوبیم ،فقط ما
همه غلط کردن! من خوبم! فقط من!
خوبی برا رضای خدا کن تا حال بده. :|
نمیدونم والا
ما تا میایم غر بزنیم که چرا وضعمون اینه همه میگن به بدبخت تر از خودت نگاه کن.
هیییی
امان ازین زندگی لعنتی
ای بدم میاد ازینایی که چنین چیزشعرایی میگن
سختیش صد ساله اوله . عب نداره سخت نگیر
اتفاقا منم همین فکرو میکردم تا اینکه وارد صد سال دوم شدم!
پستت پر از حس بود!!
عنوان خیلی بی ربط بود
شما به بزرگواری خودت ببخش این بنده ی حقیر سراپا تقصیر رو!
بارها به این نقطه رسیدم اما باز ترجیح دادم باز خوبی کنم
حداقل وجدان خودم اسوده اس
بدبختیم اینه که این حسمون مشترکه!
دست رو دلم نذار که خونه
به قول همسرم میگه دیگه خوب دونیمون پرشده دیگه بسه
خوبدونی مثل آبکش میمونه اخه!
پر نمیشه که!
در جواب من که نوشتی چیزشعر
محض اطلاعت بگم کرسی شعر درسته
قدیم ادما دور کرسی مینشستن و وقتی گرم میفتادن شعرای دری وری میخوندن.
و بعد از اون کلمه ی کرسی شعر برای دری وری ها باب شده.
محض اگاهی گفتم.
البته من به شما جسارت نکردم!
منظورم صحبت کسانیه که میگن به بدبخت تر از خودت نگاه کن...
این موضوعی که گفتی رو هم نمیدونم والا درسته یا نه!
یه سری میگن دیوث هم اسم سردار ایرانی بوده که اعراب به عنوان فحش جا انداختنش
همش تقصیر " اگه خوبی کنی بهت خوبی میکننه"
ولی ظاهرا انقدم با حساب کتاب و منطقی نیس! گاهی خوبی میکنی ولی خوب میکننت!
بعضیام میگن بکن تا کرده نشی!